امام حسين وامام مهدي
در بين امامان معصوم حضرت ابا عبدالله الحسين و ابا صالح المهدي ويژگي هاي منحصر به فرد و اشتراكات فراواني دارند كه قابل طرح تحقيق و تامل مي باشد و تاكنون محققان ارجمندي پيرامون آن به تحقيق پرداخته و سخنوران بزرگي از آن سخن گفته اند دو دريا ، دوتلاطم، يك ساحل عنوان تحقيقي زيبا پيرامون همين موضوع است كه به معناي دو امام دو قيام با يك هدف به رشته تحرير در آمده است و ضمن مطرح نمودن ويژگي هاي مشترك امامت در علم ، عصمت ، ولايت تكويني و ... به بررسي ويژگي مشترك امام حسين و حضرت مهدي پرداخته است.
نام امام حسين و امام مهدي در قرآن
امام باقر در تفسير آيه 33 سوره اسرا فرمودند منظور از كشته شده در اين آيه امام حسين و ولي و سرپرست او حضرت قائم است .
ادعيه و زيارات متقابل
يكي ديگر از اشتراكات متقابل اين دو امام بزرگوار يادآوري نام يكديگر در ادعيه و زياراتشان است در زيارت عاشورا دو مرتبه نام امام مهدي ذكر شده و در دعاي ندبه نيز از امام حسين نام برده مي شود
ياد در قيام
در روز عاشورا وقتي امام حسين به شهادت رسيد آسمان و زمين و ملائكه به خروش آمدند و خداوند متعال با نشان دادن قائم آل محمد آنها را آرام نموده و فرمود : با اين قائم انتقام اين كشته را خواهم گرفت و هنگامي كه حضرت مهدي ظهور فرمايند در كنار خانه كعبه روضه جدش ابا عبدالله الحسين را خواهد خواند ومي فرمايند : بدانيد اي جهانيان كه جد من حسين را با لب تشنه به شهادت رساندند.
هدف مشترك
امام حسين هدف از قيام خويش را اصلاح گري معرفي مي نمايد و نيز قيام حضرت مهدي به جهت اصلاح امت جدش حضرت محمد خواهد بود خداوند متعال اين امت را پس از آن كه تباه شدند به وسيله حضرت مهدي اصلاح مي كند.
قيام در روز عاشورا
امام حسين در روز عاشورا قيام تاريخي خود را آغاز كرد و با توجه به آن كه هدف جد بزرگوارشان حضرت ابا عبدالله الحسين در ابعاد وسيع و گسترده جهاني است قيان آن حضرت نيز در عاشورا محقق خواهد شد.
حركت از مكه حكومت در كوفه
امام حسين از كنار خانه كعبه حركت كرد و اگر به گوفه مي رسيدند مانند پدر بزرگوارشان امير مومنان علي (ع) آن جا را محل حكومت خويش قرار مي دادند اما دشمنان مانع و آن حضرت را در سرزمين كربلا به شهادت رساندند حضرت مهدي نيز قيام خويش را از كنار خانه خدات آغاز خواهند نمود و راه نيمه تمام جدش امام حسين را تكميل نموده و كوفه را محل استقرار و حكومت خويش قرار خواهند داد.
(يا صاحب الزّمان ادركنا)
آشنايى با امام زمان(عليه السلام); بهترين وسيله و مطمئن ترين راه براى رسيدن به شناخت خدا است. «هركس خدا را بخواهد، از شما آغاز كند; و هر كس او را يگانه شمارد، تنها سخنان شما را بپذيرد; و هر كس آهنگ او داشته باشد، رو به شما آورد»([1] [1] ).
آشنايى با امام زمان(عليه السلام); مقدّمه دوست داشتن او و دوست داشتن او، مقدمه اى براى دوست داشتن خدا است.
«هركس شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است»([2] [2] ).
آشنايى با امام زمان(عليه السلام); راهى براى رهايى از قيد و بند جاهليّت است. با شناخت امام زمان(عليه السلام)دين را، قرآن را و همه معارف الهى را مى توان شناخت; در حالى كه بدون شناسايى او شناخت دين و فهم قرآن و درك معارف عقيم مى ماند و نجات از جاهليّت ميسّر نيست.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مردن زمان جاهليّت مرده است»
آشنايى با امام زمان(عليه السلام); دست آويزى استوار براى دست يابى به هدايت و نجات از ضلالت و گمراهى است.
«خدايا حجّت خويش را به من بشناسان، كه اگر تو حجّت خود را به من نشناسانى، از دينم گمراه خواهم شد»([3] [4] ).
بدون شناخت امام زمان(عليه السلام)، شناخت سيرت و راه او ممكن نيست، وبدون شناخت سيره و طريقه او شناخت شريعت ميّسر نيست. و بدون شناخت شريعت، دست يابى به سعادت دنيا و آخرت محال خواهد بود.
امام زمان(عليه السلام)! را بايد شناخت، با آرمان ها واهداف او آشنا شد، و براى يارى او آماده گشت; زيرا او تنها امام حاضر و ناظر بشريّت است. او يكتا باقى مانده خدا در زمين، و گوهر پاك زاده پيامبران(عليهم السلام)، و يگانه بازمانده نسل پيشوايان معصوم(عليهم السلام) است.
زندگانى شگفت او، غيبت پر رمز و راز او، طول عمر معجزه آميز او و ظهور نورانى و حيات آفرين او همگى زمنيه ساز استثنايى ترين و پربارترين فصل تاريخ انسان ها بلكه والاترين و مهم ترين فراز تاريخ آفرينش، يعنى «حاكميّت توحيد در سراسر گيتى» است. به اميد آن روز!
(ميلاد نور)
در جوّ هراس ناك شهر سامرّا، و دور از چشم جاسوسان وگماشتگان حكومت جور عبّاسى، آخرين خورشيد آسمان ولايت در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجرى، در خانه كوچك امام حسن عسكرى(عليه السلام)طلوع كرد([4] [5] ).
او در اولين لحظات ولادت به يگانگى خدا و نبوّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شهادت داد و در هفتمين روز در آغوش پدر بزرگوارش آيه شريفه قرآن را قرائت نمود: (وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ). او را بر حسب وصيّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)و مطابق احاديث بشارت آسا «محمّد» نام نهادند، تا نه فقط با سيماى زيبايش ـ كه بيش ترين شباهت را به رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) داشت ـ بلكه با نام و مرامش نيز ياد آور آن آخرين پيامبر بزرگ الهى باشد و آيينه تمام نماى جدّش خاتم انبيا گردد. كنيه اش را نيز به همين مناسبت «ابوالقاسم» نهادند; اگر چه به مناسبت هايى ديگر كنيه هاى ابو جعفر، ابوعبدالله و ابوصالح نيز به آن افزوده شد.
مهدى، قائم، منتظر، صاحب العصر، صاحب الامر، صاحب الزّمان، بقية الله، حجت الله، منصور، خلف الصالح، موعود، از مشهورترين القابى هستند كه در كتاب هاى حديث و دعا و كتب تاريخى در مورد امام زمان(عليه السلام)تصريح شده اند.
(فضيلت پدر)
حضرت ابو محمد امام حسن عسكرى(عليه السلام) كه در طى دو دهه عمر شريف خويش، جز مرارت و سختى نديده ودر مبارزه پيدا و پنهان عليه حكومت جابرانه عبّاسيان، همواره گرفتار حبس و مراقبت شديد آنان بوده است.
در بيست و سوّمين سال عمر با بركت خود، با مشاهده ولادت اولين و آخرين فرزند خويش، شادمان از انجام وعده قطعى خداوند، خطاب به اصحاب فرمود:
«ستم گران پنداشتند كه مى توانند مرا بكشند، تا اين نسل منقطع گردد! آنان قدرت خدا را چگونه يافتند.
با ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) يكى از حسّاس ترين و پرتحرّك ترين بخش هاى امامت حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) آغاز شد، آن بزرگوار على رغم همه فشارهاى حكومت و مراقبت هاى مأموران، با زيركانه ترين اسلوب ها و بهره گيرى از امين ترين اصحاب خويش به شكل هاى مختلف كوشيد تا همه شيعيان ومواليان اهل بيت(عليهم السلام)رااز ولادت قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) با خبر سازد و به مناسبت هاى گوناگون آنان را با چهره امام پس از خويش آشنا گرداند([5] [8] ).
(كرامت مادر) بزرگ زاده اى از نسل دو تن از بزرگ ترين شخصيت هاى اجتماعى ـ مذهبى وميان، مليكه، دختر «يشوعا» فرزند قيصر روم، كه مادرش نيز از فرزندان حضرت شمعون، وصى حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) بود، افتخار مادرى حضرت مهدى(عليه السلام)را يافت.
او به دنبال ماجرايى شگفت كه باعث به هم خوردن مراسم ازدواجش با يكى از بزرگ زادگان قيصر شد، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را در خواب ديد و به پذيرش اسلام افتخار يافت و در جريان يكى از جنگ ها خود را در زمره اسير شدگان رومى به مركز حكومت عباسيان (بغداد) رسانيد ودر آنجا به امر «امام هادى(عليه السلام)» توسط «بشربن سليمان» خريدارى شد و در خانه آن امام بزرگوار به همسرى امام حسن عسكرى(عليه السلام) در آمد.
او را به نام هاى «نرجس»، «سوسن»، «ريحانه» و «صقيل» ذكر كرده اند عفّت، ايمان، طهارت، نيكويى اخلاق و رفتار او به اندازه اى بود كه «حكيمه خاتون» كه خود فرزند امام و خواهر امام و عمّه امام بود در تكريم و بزرگ داشت او مى كوشيد و حضرت امام هادى(عليه السلام) همواره از او به نيكى ياد مى فرمود.
پيش از اين ها نيز اميرالمؤمنين(عليه السلام)و امام صادق(عليه السلام) و امام محمد تقى(عليه السلام)، از او با عنوان هاى خِيَرَةُ الأِماء (برگزيده از كنيزان) و سيّدة الأِماء (سرور كنيزان) ياد نموده بودند.
در مدّت حمل، هيچ اثرى بر مادر امام زمان(عليه السلام)پديدار نبود و فقط در آخرين شب بود كه امام حسن عسكرى(عليه السلام) از حضرت حكيمه درخواست كردند كه:
«اى عمّه! افطار امشب را پيش ما قرار بده; زيرا خداى عزّوجلّ امشب تو را به ولادت ولىّ و حجّت خويش شادمان خواهد ساخت»([6] [10] ).







